close
تبلیغات در اینترنت
اسـلامى وب

جستجوگر پیشرفته سایت



آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 118 islamiweb
0 164 islamiweb
0 181 islamiweb
0 93 islamiweb
0 110 islamiweb

زیارت قبور و کسب فیض از آن ها
سخنرانی حافظ یلمه در مورد زیارت قبور و کسب فیض از آنها توصیه می کنم همه شما بزرگواران این کلیپ را دانلود کنید .

زیارت قبور و کسب فیض از آنها


تعداد بازديد : 124
آیه(و کان تحته کنز لهما)
حافظ ابن حجر(رح) در (منبهات) نوشته است:


از حضرت عثمان(رض) در مورد آیه(و کان تحته کنز لهما) نقل شده است که آن خزانه، تابلویی از طلا بود و بر روی آن هفت سطر نوشته بود که ترجمه آنها چنین است:

 تعجب می کنم از کسی که مرگ را بداند و باز هم بخندد.

تعجب می کنم از کسی که بداند این دنیا روزی فنا شدنی است، و باز هم به آن رغبت نماید.

تعجب می کنم از کسی که بداند هر چیز بر اساس تقدیر پیش می آید ولی بخاطر از دست دادن چیزی حسرت بخورد.

تعجب می کنم از کسی که به حساب روز قیامت یقین داشته باشد و باز هم ثروت اندوزد..

تعجب می کنم از کسی که از آتش جهنم خبر دارد و باز هم مرتکب گناه شود. .

 تعجب می کنم از کسی که خدا را بشناسد باز به ذکر چیزی دیگر بپردازد.

 تعجب می کنم از کسی که از بهشت خبر داشته باشد و باز از چیزی در دنیا احساس راحتی کند.

 و در بعضی نسخه های کتاب این طور ذکر شده است که:

 من تعجب می کنم از کسی که شیطان را دشمن بداند و باز از او اطاعت کند. . .

تعداد بازديد : 61
نماز
کمتر کسی را در هندوستان سراغ داریم که با نام حضرت مجدد الف ثانی آشنا نباشد،

یکی از جانشینان ایشان بنام مولانا عبدالواحد لاهوری یک روز فرمودند:

آیا در بهشت نماز نخواهد بود؟

کسی عرض کرد که در بهشت چرا نماز باشد، آنجا جای پاداش گرفتن است نه جای عمل کردن،

ایشان آهی کشید و به گریه درآمد و فرمود:

زندگی بدون نماز در بهشت چگونه می گذرد؟

آری همین افرادند که جهان به برکت وجود و اعمال آنان پابرجاست در واقع همین افراد مبارک هستند که از زندگی دنیا بهره واقعی می برند، الله تعالی به لطف خویش و به طفیل بندگان برگزیده اش بنده(شیخ الحدیث مولانا محمدزکریا کاندهلوی رح) را هم اگر بنوازد از لطف عام او چه بعید است.

حافظ ابن حجر(رح) در منبهات می نویسد:

روزی نبی اکرم(ص) فرمودند:

در دنیا سه چیز برایم محبوب است:

عطر و مواد خوشبو کننده، زن پاکدامن و نماز که سردی چشمانم در آن است.

چند صحابه در آنجا حضور داشتند. حضرت ابوبکر صدیق(رض) گفت:

شما درست فرمودید، مرا سه چیز محبوب است:

چهره شما را دیدن، مالم را برای شما خرج کردن و دیگر اینکه دختر من در نکاح شماست.

حضرت عمر(رض) فرمود:

راست است مرا هم سه چیز محبوب است: امر به
تعداد بازديد : 100
اشعار حضرت مولانا محمدعمر سربازی(رح) در وصف عشره مبشره، عایشه صدیقه، امیرمعاویه و تمامی صحابه - رضی
اشعار حضرت مولانا محمدعمر سربازی(رح) در وصف عشره مبشره، عایشه صدیقه، امیرمعاویه و تمامی صحابه - رضی ختم مهان، نور جهان، فرموده بس صاف و عیان

کاندر بهشت جاودان دارند جا جمله شهان

این ده مبشر از نبی، بشنو زمن تو ای غبی

قطعا بهشتی گشته است، شاهد شده شاه شهان

 صدیق و فاروق و دگر عثمان ذی النورین ببین

هم مرتضای محترم، سعد و زبیر خویش بیان

دانی سعید مقتدا را با امین محترم

هم ابن عوف معتمد، طلحه شده ختم سران

 هر کس که شک آرد برین، او هست با شیطان قرین

محروم از فیض برین، معدور ختم مرسلان

 جرمش شده روشن تر از نور خور و ماه منیر

این ظلمت روشن نما را هم نبینند شپ پران

صدیقه هم شد جنتی، پاک و مبرا قدرتی

محبوبه خاص نبی(ص) مقبوله ی شاه سران

 هر کس که کرد او را جدا، از پهلوی ختم الرسل

در این سرا و آن سرا، او مجرم پیغمبران

عدل و سخا و حلم را، مرکز بدان ای جان من

 آن کاتب وحی خدا، صهر امام مرسلان

او خال جمله مؤمنین، او هادی و فقه و امین

او در همه دل انگبین، غیر از عدو بی سران

 نامش معاویه(رض) ای کریم، شد ساکن خلد برین

 از قول قرآن کریم، گویم سخن بشنو عیان

رضوان حق بر روح شان، از مبدأ تا منتها

 مسکین ((عمر)) حق فاش گو! بگذار تو طعن و طعان

 حب صحابه شد خمیر فطرتم روز ازل

این داغ دارم تا ابد، یارب بگردانش عیان

از هر عمل عاری شدم، از هر چه گویم من بدم

 شوقم بکن تو دم بدم، بسیار ای شاه شهان

 امیدوارم ای کریم، از درگه پاک برین .

گردد وسیله این جریم، حب گرامی این شهان

در روشنی قرآن و دین و هم حدیث آن امین

شد فارق حق و صواب و مسلم صدر جهان

بغض تلامیذ نبی(ص) آرد ضرر بر هر غبی .

 حب احباء نبی(ص) اسلام و ایمان شد عیان

تعداد بازديد : 592
اس ام اس تبریک ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب. . .
تعداد بازديد : 134
ازدواج عجیب تاریخ؛ حماسه‌ی عشق بزرگ
ازدواج عجیب تاریخ؛ حماسه‌ی عشق بزرگ داستان امینه قطب با مجاهد بزرگ کمال الدین سنانیری که باید با آب طلا نوشته شود تا برای نسل‌ها از خواهران و برادران مسلمان چراغی درخشنده و تابان بر فراز راه باشد.

طاغوت جمال عبدالناصر، در سال ۱۹۵۴م. مجاهد شهید کمال الدین سنانیری را به همراه برادرانش از اخوان المسلیمن به صورت تشریفاتی محاکمه کرد وکمال به اعدام محکوم شد. سپس این حکم به اعمال شاقه با ۲۵ سال حبس، تخفیف یافت. بعد از گذشت ۵ سال کمال الدین وقتی برای درمان به بیمارستان زندان ”لیمان“ می‌رفت، در آنجا با مجاهد بزرگ شهید ”سید قطب“ ملاقات کرد و بعد از صحبت کردن، با همان شرایط جسمانی نامساعد، خواهرش “امینه”را از سید خواستگاری می‌کند؛

یعنی داستان دامادی که در حال سپری کردن دوره‌ی حبس است که ۲۰ سال از زندانی‌اش باقی مانده است!

 امینه، آن خواهر مسلمان، وقتی که برای ملاقاتی سید آمد، سید جریان خواستگاری کمال الدین را با او مطرح کرد، امینه هم بدون تردید موافقت کرد و کمال را در زندان زیارت کرد و با دادن جواب مثبت به کمال الدین در زندان به او گفت: منتظرت می‌مانم ولی سعی کن در برابر طاغوتیان مقاومت نمایی و کاری نکنی که الله از تو ناراضی باشد.

عقد ازدواج آن دو در جریان یکی از ملاقات‌ها در زندان آن هم در شرایطی سخت که مسخره‌ی سربازان طاغوت را به همراه داشت، انجام گرفت. پس از جاری شدن عقد، رابطه‌ی بین آن دو از پشت میله‌های زندان تقویت شد. ملاقات‌ها ونامه‌های حماسه آمیز ”امینه قطب“ که ستم و ستمگران و زندان و زندان‌بانان را به مبارزه می‌طلبید، باعث تقویت روحیه‌ی کمال و هم‌بندهایش در زندان می‌شد.

امینه قطب یک بار در زندان ”قنا“با او ملاقات کرد؛ زهره خواهر کمال هم با او بود؛ زهره نتوانست ساکت بماند و سختی راه و مشکلاتی را که از زمان سوار شدن بر قطار از قاهره تا رسیدن به زندان قنا، تحمل کرده بودند، بازگو ننماید و ماجرا را برای کمال بازگو کرد…

 این جا بود که کمال الدین از پشت میله‌های زندان رو به امینه کرد و گفت: زمانی طولانی سپری شده و من از سختی بیمناکم و چنان‌که در ابتدای ارتباطمان گفتم، ممکن است بیرون آیم، اما فعلاً این‌جا هستم؛ اکنون تو آزادی کامل داری که آن تصمیمی را که برای آینده‌ات مناسب می‌بینی، اتخاذ کنی و نمی‌خواهم و راضی هم نیستم، مانعی در مسیر خوشبختی‌ات باشم؛

طاغوتیان می‌گویند: قیمت آزادیمان از زندان، تأیید نمودن طاغوتیان است، ولی با اجازه‌ی خدا حتیٰ اگر پاره پاره‌ام هم کنند، به این خواسته‌یشان دست نخواهند یافت؛ بنابراین تو اکنون اختیار داری و هر تصمیمی گرفتی برایم بنویس و خداوند به تو آن‌چه خیر در آن است، توفیق بدهد.

خواهر مجاهد، امینه قطب، خواست به شوهر مجاهدش جواب
تعداد بازديد : 52
بهشت براى پاكان است
بهشت براى پاكان است بهشت براى پاكان است كليپى بسيار زيبا از شيخ صالح مغامسي

بهشت براى پاكان است


تعداد بازديد : 138
ماجراى شهادت و وصيت حضرت عمر(رض)
ماجراى شهادت و وصيت حضرت عمر(رض)

اوّل محرم تاریخ به شهادت رسیدن راد مرد بزرگ تاریخ اسلام، حضرت سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه می‌باشد.

 به همین مناسبت مناسب دیدیدیم ماجرای به شهادت رسیدن ایشان را از صحیح بخاری، کتاب المناقب، حدیث ۳۷۰۰ نقل نماییم.

 

 ترجمه و توضیح مختصر برگرفته از درس 

حضرت شیخ الحدیث مولانا محمّد یوسف
حفظه الله می‌باشد.


عمرو بن میمون می‌گوید: پیش از این‌که ضربه‌ای بر حضرت فاروق اعظم وارد بشود، چند روز جلوتر من او را در شهر مدینه دیدم 

که بر حضرت حذیفه بن یمان و عثمان بن حنیف وا ایستاد و از این دو تا بزرگوار محاسبه نمود؛

 زیرا حضرت عمر این دو بزرگوار را فرستاده بود که بروید منطقه‌ی ایران را بررسی کنید که آیا توان پرداخت 

این خراجی را که ما و شما بر سر آن‌ها مقرر کرده‌ایم، دارند یا این‌که از پرداخت آن عاجزاند؟ 

اگر زمین‌ها و محصولات کشاورزی فایده‌ی درستی ندهد، این بندگان خدا از کجا مالیات بپردازند،

 این طور نباشد که بر آن‌ها تعدی و ظلمی پیش بیاید. لهٰذا از آن‌ها پرسید: 

چه کار کردید، آیا احساس خطر نمی‌کنید که شما بر سرِ زمین‌های آن‌ها آن قدر خراج مقرر کرده‌اید که زمین نتواند از عهده‌ی پرداخت آن بر بیاید؟ 

زیرا در کشاورزی و محصولی که از زمین بر می‌آید، مقداری بذر، مقداری کرایه‌ی گاو و شخم، مقداری برای آبیاری است 

و باید مقداری برای خود صاحب زمین بماند تا بتواند تا فصل دیگر امرار معاش بکند. اگر ما آمدیم و نصف یا دو سومش را پرداختیم، 

پس آن بنده‌ی خدا قیمت بذر را از کجا بدهد؟ کرایه‌ی گاو و شخم زدن را از کجا بدهد؟ 

کرایه‌ی مزدورها را از کجا بدهد و خودش روزگارش را چه‌طور تا فصل آینده بگذراند؟ 

می‌بایستی آن مقدار خراج بر سر آن‌ها مقرر کرد که سهم هر یک تمام شده و برایش اضافه بماند تا بتواند مالیاتش را با دلخوشی پرداخت کند.



گفتند: ما این‌طور نکرده‌ایم که احساس خطر باشد؛ به اندازه‌ی توان زمین بر آن مالیات مقرر کرده‌ایم. این خراج با توجه به حاصلخیزی زمین،زیاد نیست. 

حضرت عمر گفت: بار دیگر بنگرید، آیا بر زمین‌ کشاورزی بیش از توانش خراج مقرر نکرده‌اید؟ گفتند: نه. حضرت عمر گفت:

 اگر الله تعالى مرا سالم نگه داشت، من طوری بیوه‌زنان اهل عراق را بی نیاز می‌گذارم که بعد از من به مرد دیگری نیازمند نباشند؛ 

یعنی زمین و آب به آن‌ها می‌دهم که خود کفا شده و هزینه‌ی آن‌ها از خود زمین و آب بربیاید 

و نیازی نباشد که دست گدایی را پیش کسی دراز کنند.


بعد از این گفتگو سه روز گذشت، روز چهارم همین بود که بر ایشان ضربه وارد شد.


راوی می‌گوید: آن‌جا که بر حضرت فاروق اعظم ضربه وارد شد، 

در میان من و او کس دیگری جز عبدالله بن عباس واسطه نبود که حضرت عمر در محراب قرار گرفته بود، 

حضرت عبدالله بن عباس در صف اوّل و من در صف دوم قرار داشتم. عادت مبارکش این بود که وقتی در میان دو صف می‌گذشت، می‌فرمود:

 استَوُوا؛ خودتان را راست کنید. وقتی که در آن‌ها خللی نمی‌دید، برای امامت پیش می‌رفت و گاهی سوره‌ی یوسف یا سوره‌ی نحل یا مانند این‌ها

 را در رکعت اوّل می‌خواند، هدفش این بود که رکعت اوّل طولانی‌تر باشد تا مردم از خواب بلند شده، وضو بگیرند و به نماز برسند.


به محض این‌که تکبیر گفت، شنیدم که می‌گفت: قَتَلَنِی – أَوْ أَکَلَنِی – الکَلْبُ؛ سگ مرا کُشت ـ یا گفت: مرا خورد ـ
[۱]
، پس آن غلام بر سر او با کارد دو طرفه‌ای که هر دو طرفش بُرنده بود، حمله کرد. بعد از زدن حضرت عمر، در برگشت هر کس را که در سمت راست

 و چپ می‌دید، می‌زد، سیزده نفر مجروح شد که هفت نفر شهید شدند و شش نفر دیگر باقی ماندند. پس وقتی که این وضعیت را دیدند، 

مردی از مسلمانان چادرش را بر سر او انداخت و او را گرفت.

تعداد بازديد : 134
نگاهی به مسأله‌ی استعانت و توسل
نگاهی به مسأله‌ی استعانت و توسل تشريح استعانت و تحقيق در مسأله‌ي توسل


«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
؛ مفسر قرآن، حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنهما آيه‌ي فوق را چنين تفسير كرده است: «ما تنها تو را عبادت مي‌كنيم و به جز تو كسي ديگر را نمي‌پرستيم و تنها از تو مدد مي‌خواهيم و به غير از تو از كسي ديگر ياري نمي‌خواهيم.» 
(ابن جرير؛ ابن أبي حاتم)


برخي از اسلاف صالح گفته‌اند كه سوره‌ي فاتحه راز (خلاصه) تمام قرآن است و آيه‌ي 
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
راز تمام سوره‌ي فاتحه مي‌باشد؛ زيرا نخستين جمله‌ي آن اظهار برائت از شرك و دومين جمله‌ي آن انكار قدرت و توانايي از انسان است؛ چون بنده‌ي ناتوان بدون ياري خدا قادر به انجام هيچ كاري نخوهد بود. در نتيجه انجام تمام كارها به خدا محول مي‌شود؛ چنان‌كه انسان در مواضع متعددي از قرآن به اين امر راهنمايي شده است؛ از جمله: 
«قُلْ هُوَ الرَّحْمٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا»
[مُلك: ۲۹]
؛ يعني: «بگو: اوست رحمان كه به او ايمان آورديم و بر وي توكل نموديم.» و فرموده: 
«فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ»
[هود: ۱۲۳]
؛ يعني: «پس او را عبادت كن و بر او توكل كن.» و مي‌فرمايد: 
«رَبُّ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ لَآ إِلٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلا»
[مزّمّل: ۹]
؛ يعني: «پروردگار مشرق و مغرب است؛ نيست معبودي مگر او، پس او را كارساز گير.»


خلاصه‌ي همه‌ي آيات فوق اين است كه فرد مؤمن در انجام هر كار خود نه به قابليت و شايستگي خويش اعتماد نمايد و نه به كمك و مساعدت ديگران دلگرم باشد، بلكه فقط به خدا توكل و اعتماد كند؛ زيرا او كارساز مطلق است.


تا اين‌جا دو مسأله از اصول عقايد ثابت گشت:


ـ نخست اين‌كه عبادت غير خدا جايز نيست و شرك در عبادت خدا حرام و جرمي نابخشودني است. در مورد معني عبادت گفتيم كه عبارت است از اظهار عجز و خواري زياد در برابر كسي به خاطر محبت و عظمت بي‌نهايت او.


اين طرز برخورد با هر كس غير از خدا شرك است؛ زيرا شرك تنها اين نيست كه مانند بت پرستان سنگ يا مزاري را حاكم بر سرنوشت خود بدانيم؛ بلكه قايل شدن عظمت و محبت و اطاعت براي كسي ديگر به حدي كه براي خدا قائل هستيم، شرك آشكار است. قرآن در مورد شرك يهود و نصارى مي‌فرمايد: 
تعداد بازديد : 116
از انجيل تا قرآن، داستان اسلام يوسف بران
از انجيل تا قرآن، داستان اسلام يوسف بران نگارش و ترجمه: یعقوب پغار
در سال ۱۳۸۶ هـ ش بود که توفیق انجام مراسم حج نصیبم گردید. در سرزمین وحی مسلمانان زیادی را با ملیت های مختلف ملاقات کردم که برخی مسلمان زاده و برخی تازه مسلمان بودند.

یک روز پس از نماز عصر در مسجد الحرام نشسته بودم که متوجه شدم در سمت راست من جوانی که ظاهرا چهره ای اروپایی یا آمریکایی داشت نشسته است. با وی احوالپرسی کردم و از ملیتش پرسیدم. جواب داد اهل کانادا هستم. پرسیدم مسلمان زاده هستید یا مسلمان شده اید؟ گفت: قبلا مسیحی بودم و نزدیک یک سال است که مسلمان شده ام.

از آن روز به بعد با او دوست شدم و از طریق ایمیل با هم ارتباط داریم. از او در مورد علت و چگونگی مسلمان شدنش پرسیدم…

بنده سخن را کوتاه می کنم و چگونگی مسلمان شدنش را از زبان خودش می شنویم . یعقوب پغار

من تونی بران (Tony braun)هستم. متولد سال ۱۹۸۱ م ، در کشور کانادا شهر رد دییر (Red deer) به دنیا آمده ام و در همین شهر بزرگ شده ام.

خانواده ام از مسیحیان متعصب و از خدمت گذاران کلیسا و اکثر دایی ها و عموهایم کشیش هستند. بنابراین من یک مسیحیِ مذهبی و از پیروان مذهب پروتستان (Baptist protestan) بودم.

از اسلام اطلاعات چندانی نداشتم و طبق باور مذهبی متعصبی که داشتم اسلام را دینی باطل و مسلمانان را گمراه و تروریست می پنداشتم.

تعداد بازديد : 124
ليست صفحات
تعداد صفحات : 9