close
تبلیغات در اینترنت
حكايات صحابه

جستجوگر پیشرفته سایت



آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 130 islamiweb
0 178 islamiweb
0 195 islamiweb
0 100 islamiweb
0 123 islamiweb

ماجراى شهادت و وصيت حضرت عمر(رض)
ماجراى شهادت و وصيت حضرت عمر(رض)

اوّل محرم تاریخ به شهادت رسیدن راد مرد بزرگ تاریخ اسلام، حضرت سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه می‌باشد.

 به همین مناسبت مناسب دیدیدیم ماجرای به شهادت رسیدن ایشان را از صحیح بخاری، کتاب المناقب، حدیث ۳۷۰۰ نقل نماییم.

 

 ترجمه و توضیح مختصر برگرفته از درس 

حضرت شیخ الحدیث مولانا محمّد یوسف
حفظه الله می‌باشد.


عمرو بن میمون می‌گوید: پیش از این‌که ضربه‌ای بر حضرت فاروق اعظم وارد بشود، چند روز جلوتر من او را در شهر مدینه دیدم 

که بر حضرت حذیفه بن یمان و عثمان بن حنیف وا ایستاد و از این دو تا بزرگوار محاسبه نمود؛

 زیرا حضرت عمر این دو بزرگوار را فرستاده بود که بروید منطقه‌ی ایران را بررسی کنید که آیا توان پرداخت 

این خراجی را که ما و شما بر سر آن‌ها مقرر کرده‌ایم، دارند یا این‌که از پرداخت آن عاجزاند؟ 

اگر زمین‌ها و محصولات کشاورزی فایده‌ی درستی ندهد، این بندگان خدا از کجا مالیات بپردازند،

 این طور نباشد که بر آن‌ها تعدی و ظلمی پیش بیاید. لهٰذا از آن‌ها پرسید: 

چه کار کردید، آیا احساس خطر نمی‌کنید که شما بر سرِ زمین‌های آن‌ها آن قدر خراج مقرر کرده‌اید که زمین نتواند از عهده‌ی پرداخت آن بر بیاید؟ 

زیرا در کشاورزی و محصولی که از زمین بر می‌آید، مقداری بذر، مقداری کرایه‌ی گاو و شخم، مقداری برای آبیاری است 

و باید مقداری برای خود صاحب زمین بماند تا بتواند تا فصل دیگر امرار معاش بکند. اگر ما آمدیم و نصف یا دو سومش را پرداختیم، 

پس آن بنده‌ی خدا قیمت بذر را از کجا بدهد؟ کرایه‌ی گاو و شخم زدن را از کجا بدهد؟ 

کرایه‌ی مزدورها را از کجا بدهد و خودش روزگارش را چه‌طور تا فصل آینده بگذراند؟ 

می‌بایستی آن مقدار خراج بر سر آن‌ها مقرر کرد که سهم هر یک تمام شده و برایش اضافه بماند تا بتواند مالیاتش را با دلخوشی پرداخت کند.



گفتند: ما این‌طور نکرده‌ایم که احساس خطر باشد؛ به اندازه‌ی توان زمین بر آن مالیات مقرر کرده‌ایم. این خراج با توجه به حاصلخیزی زمین،زیاد نیست. 

حضرت عمر گفت: بار دیگر بنگرید، آیا بر زمین‌ کشاورزی بیش از توانش خراج مقرر نکرده‌اید؟ گفتند: نه. حضرت عمر گفت:

 اگر الله تعالى مرا سالم نگه داشت، من طوری بیوه‌زنان اهل عراق را بی نیاز می‌گذارم که بعد از من به مرد دیگری نیازمند نباشند؛ 

یعنی زمین و آب به آن‌ها می‌دهم که خود کفا شده و هزینه‌ی آن‌ها از خود زمین و آب بربیاید 

و نیازی نباشد که دست گدایی را پیش کسی دراز کنند.


بعد از این گفتگو سه روز گذشت، روز چهارم همین بود که بر ایشان ضربه وارد شد.


راوی می‌گوید: آن‌جا که بر حضرت فاروق اعظم ضربه وارد شد، 

در میان من و او کس دیگری جز عبدالله بن عباس واسطه نبود که حضرت عمر در محراب قرار گرفته بود، 

حضرت عبدالله بن عباس در صف اوّل و من در صف دوم قرار داشتم. عادت مبارکش این بود که وقتی در میان دو صف می‌گذشت، می‌فرمود:

 استَوُوا؛ خودتان را راست کنید. وقتی که در آن‌ها خللی نمی‌دید، برای امامت پیش می‌رفت و گاهی سوره‌ی یوسف یا سوره‌ی نحل یا مانند این‌ها

 را در رکعت اوّل می‌خواند، هدفش این بود که رکعت اوّل طولانی‌تر باشد تا مردم از خواب بلند شده، وضو بگیرند و به نماز برسند.


به محض این‌که تکبیر گفت، شنیدم که می‌گفت: قَتَلَنِی – أَوْ أَکَلَنِی – الکَلْبُ؛ سگ مرا کُشت ـ یا گفت: مرا خورد ـ
[۱]
، پس آن غلام بر سر او با کارد دو طرفه‌ای که هر دو طرفش بُرنده بود، حمله کرد. بعد از زدن حضرت عمر، در برگشت هر کس را که در سمت راست

 و چپ می‌دید، می‌زد، سیزده نفر مجروح شد که هفت نفر شهید شدند و شش نفر دیگر باقی ماندند. پس وقتی که این وضعیت را دیدند، 

مردی از مسلمانان چادرش را بر سر او انداخت و او را گرفت.

تعداد بازديد : 120
زندگينامه حضرت على ابن ابى طالب (كرم الله وجهه)
زندگينامه حضرت على ابن ابى طالب (كرم الله وجهه) حضرت علي درسال 35 هجري پس از شهادت خليفه سوم عثمان به خلافت رسيد و به مدت 5 سال خلافت كرد و در تاريخ 19 رمضان سال 40 هجري بدست عبدالرحمن بن ملجم در كوفه شربت شهادت را نوشيدند وبا شهادت علي خلافت راشده كه از ابوبكر صديق شروع شده بود به پايان رسيد ودرنزديك كوفه مدفون گرديد خدا ازايشان راضي باد.

احوال قبل ازاسلام ودر حال اسلام


علي در ايام بچگي يعني قبل ازبلوغت مشرف به اسلام شد بعضي مورخين سنش را درآن زمان 10 سال و بعضي دگر 9 سال نوشتند وبه گفته حسن بن زيد نواده امام حسن به علت كم سني از بت پرستي محفوظ ماند. ايشان بعد از خديجه از همه ذودتر مشرف به اسلام گشت.

روزي ابوطالب علي را به همراه پيامبر ديد داشت نماز مي خواند پرسيد چكار مي كني حضرت رسولخدا ضمن جواب دادن او را نيز به اسلام دعوت دادند ابوطالب گفت ميدونم كارشما بد نيست اما بخدا قسم من نمي توانم پا بالا و سرپائين كنم يا سر بالاوسر پائين كنم حضرت علي اغلب اين جمله پدر را ياد آوري ميكرد و ميخنديد.
تعداد بازديد : 442
حقوق حضرت عمر فاروق(رض) از بيت المال
حقوق حضرت عمر فاروق(رض) از بيت المال حقوق حضرت عمر فاروق(رض) از بيت المال:
حضرت عمر(رض) قبل از خلافت تجارت ميكرد. وقتي كه خليفه شد، براي او از بيت المال حقوقي تعيين كردند. او در آغاز كارش مردم را جمع كرد و فرمود: من پيش از اين تجارت مي كردم، حالا كه شما مرا به اين كار مشغول كرديد، از چه طريقي امرار معاش كنم؟ مردم هر كدام مقدار مختلفي را از بيت المال براي او پيشنهاد كردند، حضرت علي-كرم الله وجهه- خاموش نشسته بود. حضرت عمر(رض) از او پرسيد:نظر شما چيست؟ او فرمود:
تعداد بازديد : 104
حقوق حضرت ابوبكر صديق از بيت المال
حقوق حضرت ابوبكر صديق از بيت المال حقوق حضرت ابوبكرصديق(رض) از بيت المال:
حضرت ابوبكر(رض) با پارچه فروشي امرار معاش مي كرد.
وقتي خليفه شد،حسب معمول هنگام صبح چند چادر به دست گرفته براي فروش آن به بازار رفت، در راه، حضرت عمر(رض) با او ملاقات كرد. و از او پرسيد:كجا مي روي؟ فرمود: به بازار مي روم. حضرت عمر(رض) گفت:اگر تو به تجارت مشغول شوي، كار خلافت چگونه انجام مي شود؟
حضرت ابوبكر(رض) فرمود:پس اهل و عيال را از كجا غذا بدهم؟ حضرت عمر(رض) گفت: بيا برويم پيش ابوعبيده(رض) كه آنحضرت(ص) به او لقب امين داده است. او براي تو از بيت المال چيزي تعيين مي كند. هر دو نزد ابو عبيده رفتند. او براي حضرت ابوبكر به اندازه آنچه كه به يك مهاجر متوسط مي رسيد، از بيت المال مقرر نمود.
تعداد بازديد : 87
حمايت و پشتيبانى حضرت ابوبكر صديق(رض) از پيامبر اكرم(ص)
حمايت و پشتيبانى حضرت ابوبكر صديق(رض) از پيامبر اكرم(ص) حمايت و پشتيباني ابوبكر رضی الله عنه از پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم

جرأت و شجاعت، از ديگر ويژگي‌هاي ابوبكر رضی الله عنه بود كه او را از ديگران، متمايز و متفاوت مي‌ساخت. او، در راه حق از هيچ چيزي نمي‌هراسيد و در مسير نصرت دين خدا، فعاليت ديني و هم‌چنين حمايت و پشتيباني از رسول‌خدا صلی الله علیه و سلم ، از هيچ سرزنش و توبيخي متأثر نمي‌شد.

عروه بن زبير مي‌گويد: از عبدالله بن عمرو بن عاص خواستم كه برايم از شديدترين رفتارهاي مشركان با رسول‌خدا صلی الله علیه و سلم ، بگويد؛ او، گفت: پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم در كنار كعبه نماز مي‌خواندند كه عقبه بن ابي‌معيط آمد و لباس را در گردن آن حضرت صلی الله علیه و سلم آويخت و به‌قدري كشيد كه نزديك بود رسول‌خدا صلی الله علیه و سلم خفه شوند. ابوبكر رضی الله عنه به سوي عقبه شتافت، شانه‌هايش را گرفت و او را از پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم دور كرد[1] و گفت: { أَتَقْتُلُونَ رَجُلا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ }(غافر-28)

يعني: «آيا مي‌خواهيد مردي را بكشيد به اين خاطر كه مي‌گويد: پروردگار من، الله است؟»
تعداد بازديد : 100
از اهل بیت پیامبر(ص)؛ مادران مؤمنان حضرت عائشه‌ صدیقه‌ (رض)
از اهل بیت پیامبر(ص)؛ مادران مؤمنان حضرت عائشه‌ صدیقه‌ (رض) نویسنده‌: عبدالمنعم‌ هاشمی عایشه [22] «سه شب تو را در خواب دیدم که فرشته تو را در حالی که در پارچه‌ای ابریشمی ‌پیچانده شده بودی، نزد من می‌آورد، من پارچه را از چهره‌ات برداشتم دیدم که تو هستی، و گفتم: اگر از جانب خدا است این کار انجام خواهد گرفت»[23].
تعداد بازديد : 99
حضرت ابوبكرصديق(رض) در اندیشه و آثار مولانا روم
چون ابو بكر    آيت توفيق      شد        با چنان شه صاحب  و صديق شد چون عمر شيداى آن معشوق   شد        حق و باطل را  چو دل فاروق شد چون كه عثمان آن عيان را عين گشت        نور فايض بود و ذى النورين گشت ‏ چون ز رويش  مرتضى شد درفشان         گشت او شير خدا  در مرج جان
تعداد بازديد : 123
حضرت عمر فاروق(رض) در اندیشه و آثار مولانا روم
عمرفاروق: به اندیشه مولوی عمر فاروق از آنکسانی بود که همه عمر را کمر بسته در خدمت پیامبر حاضر بود و به قولی عمر به مانند شمشیر بران و برهنه ای در دستان رسول بود که در صورت امر آن حضرت بدون تامل به اجرا می آمد:
تعداد بازديد : 208
حضرت عثمان(رض) در اندیشه و آثار مولانا روم
عثمان پسر عفان نزد مولوی معروف است به همان لقب که وی با ازدواج با دو نور چشم رسول خدا صلی الله علیه وسلم  آن را کمایی کرده که صاحب دو نور یا ذی النورین گفته می شود و مولوی در این موضع چنین فرموده است:
تعداد بازديد : 149
حضرت علي مرتضي(رض) در انديشه و آثار مولانا
علی مرتضی: حکایت عمر و علی در سراسر مثنوی و دیوان شمس آمده است و مولوی این دو را در هر جایی در نمایه های ادبی، اجتماعی، اخلاق، عدالت، شجاعت و فداکاری و در ابیات پراکنده و قصائد جدا گانه گنجانیده است. و اما سخن از مرتضی علی شیر خدا- افتخار
تعداد بازديد : 105
ليست صفحات
تعداد صفحات : 2