close
تبلیغات در اینترنت
تاجي بر سر مسلمانان

جستجوگر پیشرفته سایت



آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 130 islamiweb
0 180 islamiweb
0 195 islamiweb
0 100 islamiweb
0 124 islamiweb

تاجي بر سر مسلمانان
او یک داعی تورات و انجیل و جوان بسیار ممتازی بود که همواره به تناقضات موجود در تورات و انجیل فکر می کرد. اما کسی را پیدا نمی کرد که پاسخی قانع کننده به او ارائه دهد. او به جستجوی دینی برخاست که نیاز روحی او را پاسخ گوید و دارای منطق قوی باشد. بدینترتیب هر هفته به سمت دینی متفاوت کشیده می شد. تنها یک ربع ساعت طول کشید تا تاثیری فوق العاده در حلقه ای که در آن به تشریح اعمال مسلمانان در رمضان پرداخته می شد، بر وی وارد آید. او درباره ی لباس گشاد مردان عرب می اندیشید و دلیلی برای آن نمی یافت. این داستان عبدالله کلمبو است که در ادامه می گوید: "وقتی در جزایر قناری بودم، مسجدی را مشاهده نمودم. دوست داشتم وارد آن جا شوم، شیطان چنین وسوسه می کرد و می گفت: وارد اسلام می شوی، حال آنکه مسلمانان عقب افتاده هستند و بین آن ها درگیری و جنگ وجود دارد؟ (آن موقع جنگ خلیج فارس در جریان بود). اما به حرف های او گوش ندادم و وارد مسجد شدم. آن جا امام مسجد به استقبالم آمد. تا حدود یک سال به آن جا رفت و آمد نموده و به فراگیری دین اسلام مشغول گشتم، تا آنکه خداوند متعال سینه ی من را به دین اسلام گشود و الحمدلله. عبدالله به یک دعوتگر اسلام تبدیل شد و دریافت که وضعیت اجتماعی مسلمانان در غرب، بویژه اسپانیا، نامناسب است. وی در آن جا در کسوت پلیس مشغول به خدمت بود، و هر روز شاهد انواع جرائم و بزهکاری ها و... بود. نزد آنان در مرکز پلیس اوراقی هست که به کوکان و خانواده های بی سرپناه می دهند تا رابطه ی فرزندی کودکان با پدرانشان اثبات شود. او می گوید که هر روز به مادرها از این اوراق را می دهیم. یک بار به یکی از آن ها از این اوراق را دادم که چهار بچه به دنیا آورده بود و اوراق ثابت می کرد که هر کدام از بچه ها مربوط به یکی از شوهرهای نامشروع وی بوده اند... این نتیجه ی زندگی بی بند و بار اجتماعی در غرب است. وی سپس داستان های عجیب و غریبی را تعریف نمود و بعد به تعریف و تمجید نظام زناشویی در اسلام پرداخت؛ که این نظام الهی خانواده و جامعه را محفوظ نگاه می دارد. از جمله نکات جالب توجهی که نقل می کرد، این بود که بعد از اسلام آوردن او زنش گفت که برای تفریح به مرکز تفریحی می رود، و او نیز قبل از مسلمان شدن با او به آن جا می رفت، اما به دلیل توبه کردن از این کار خوددرای می کرد. زنش به تنهایی به آن جا رفته و ساعت شش صبح به خانه بازمی گشت. این وضعیت چندید بار تکرار شد و از شوهرش می خواست با او به آن جا برود و او امتناع می ورزید. وی چندین بار خواست او را راهنمایی و هدایت کند و لی در آخر نتوانست او را از مسیر انحرافی به راه راست بیاورد و ناچار طلاقش داد. عبدالله پس از آن با یک زن مراکشی ازدواج کرد که توانست به وی اسلام و قرآن بیاموزد و اکنون بسیار خوشحال می باشد. به عقیده ی من سلامتی تاجی است بر سر افراد تندرست که جز بیماران آن را درک نمی کنند، اما نظام اجتماعی اسلام تاجی است بر تارک مسلمانان که آن را جز غیرمسلمانان درک نمی کنند. والســلام. ترجمه: مسعود سایت مهتـدین Mohtadeen.Com
تعداد بازديد : 46
مطالب مرتبط
از انجيل تا قرآن، داستان اسلام يوسف بران
ناجيه: آنگاه كه فكر ميكردم هيچ راه گريزى نيست!
داستان بسيار زيباى مسلمان شدن يك نوجوان آمريكايى
دلیپ کومار،ازهندوستان؛کسی که به شهرت واعتباردنیاپشت پازد
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی